حاشيهاي
بر خسرو و
شيرين
به
كارگرداني
داريوش رعيت
بازي
تاريخي
ساناز
اقتصادنيا
داستانهاي
تاريخي بارها
و بارها به
شيوههاي
مختلف نوشته و
اجرا شدهاند.
نفس اجراي اينگونه
نمايشها،
قابل تقدير
است به شرطي
كه شيوهاي
جديد براي
بازگو كردن آنها
انديشيده شود.
يكي از سادهترين
راههاي
دستيابي به
فرم متفاوت،
بيان آن به
زبان طنز است.
فرمي هم كه
داريوش رعيت
به عنوان كارگردان
نمايش حاشيهاي
بر خسرو و
شيرين در
نظر گرفته،
طنز رفتار
است. اگرچه او
سعي كرده كلام
نمايشنامه
را هم از طنز
بينصيب
نگذارد، اما
آنچه بيشتر
مدنظر قرار
گرفته شده،
همان اداها و
رفتارهاي
بازيگران است.
اداهايي كه هر
ازگاهي درحد نمايشهاي
مدرسهاي
نزول ميكند،
مثل لحظات كوه
كندن فرهاد يا
بازيهاي
زبان و صورت
مرزبان
حاشيهاي
بر خسرو و
شيرين به شيوهي
بازي در بازي
اجرا ميشود.
چند كولي براي
دريافت مجوز
عبور از مرز،
مرزباني را وارد
بازي تاريخي
ميكنند. بازي
كه به گمان
مرزبان بارها
و بارها تكرار
شده و موضوع
آن بر پايهي
خيانت استوار
است و سرانجام
مرزبان را از
پا در ميآورد.
بنابراين
محوريترين
موضوع نمايش،
خيانت است و
اين موضوع از
همان ابتدا و
با طرح قصههاي
مختلف
تاريخي، تا
انتها پي
گرفته ميشود.
اما ظاهراً
كارگردان اثر
تصور ميكند
مخاطب، پيام
نمايش را
دريافت نميكند
به همين دليل
هم در آخر از
زبان شاپور
داستان (شاهين
علايينژاد)
چندين بار
گفته ميشود
كه موضوع اصلي
خيانت است
رعيت
به اين هم
بسنده نميكند
و براي اثبات
موضوع نمايش،
در انتها و پس از
مرگ مرزبان با
جملهاي
مشابه «برويم
كه لشكري از
پشت ما روان
است» كه از
زبان يكي از
كوليها بيان
ميشود،
درصدد برميآيد
كه ضربهي
نهايي را هم
به تماشاگر
بزند
همه
چيز براي
پيشبرد
داستان در اين
نمايش،
برعهدهي
بازيگران است
تا با بازي
خود، مخاطب را
وادار به
تماشا كنند
نورپردازي
ساده و طراحي
صحنهاي از آن
سادهتر،
فضاي عريان را
پيش چشم قرار
ميدهد كه
بازيگران در
آن دست و پا ميزنند
و به راستي
تمام سعي
خودشان را ميكنند
و البته اين
تلاش
بازيگران
قابل تحسين
است، حتي
موسيقي هم به
پر كردن فضا
كمكي نميكند
و انتظار
مخاطب را
برآورده نميكند.
موسيقي رزمي
كه در ابتداي
نمايش شنيده
ميشود براي
تماشاگري كه
بدون ذهنيت
وارد سالن شده
به مثابهي
معرفي نمايش
است و پس از
گذشتن
لحظاتي، نمايش
رزمي كه به
واسطهي
موسيقي ابتدايي،
انتظار
تماشاي آن ميرود،
تبديل به
نمايشي بزمي
ميشود
تصويرهاي
جالب توجهي هم
در نمايش وجود
دارد ازجمله
تابلوهايي كه
در انتهاي
نمايش به وسيلهي
بازيگران
ساخته ميشود
و بيانگر
خلاصهاي است
از آنچه در
طول نمايش
شاهدش بوديم
كه به صورت
عكس در تاريخ
ثبت ميشود
يكي
ديگر از اين
نكات جالب
توجه، بازي
بيليارد قيصر
روم و خسرو
است و توپي كه
در اين لحظات
كاركرد
نقشمايه را
دارد و به
عنوان عنصري
تكرار شونده
تا لحظهي
نتيجهگيري
در اين صحنه،
تكرار ميشود
|