گفتوگو
با «فؤاد نور»
نايب
رييس انجمن
سينماداران
نهادهاي
دولتي به سينما
علاقهاي
ندارند
«فؤاد نور»
قائممقام
انجمن
سينماداران
ايران، و صاحب
سينما فرخ و
مشاور راهاندازي
برخي از
سينماها
ازجمله سينما
ايران و سينما
پايتخت است.
با «نور»
درباره شرايط
سينماسازي و
اقتصادي بودن
اين حركت در
ايران گفتوگويي
داشتيم كه ميخوانيد
اين روزها
به چه فكر ميكنيد؟
چرا بعد از
انقلاب هيچ
سالن سينمايي
ساخته نشده
است و تنها
برخي از سالنها
تعمير شدهاند؟
علت
رونق گرفتن
برخي از مشاغل
چون ساختمانسازي
و ساندويچفروشي
اين است كه
شما از گوشه و
كنار ميشنويد
اين مشاغل
درآمد دارند،
اما هيچ
سينماداري
نميتواند
ادعا كند كه
شغل
درآمدزايي
دارد. علت اين
است كه تناسبي
بين سرمايهگذاري
و دخل و خرج
وجود ندارد
چرا؟
براي
عدم امنيت
شغلي
سينماداري كه
عليرغم پيگيريهاي
انجمن و
گوشزدهاي
فراواني كه
انجمن به دستاندركاران
دولتي و
مسؤولان كرده
است. همچنان
در بخشهاي
مختلف مملكت
سينما مصادره
ميشود و حالا
كه دولت بحث
خصوصيسازي
را پي گرفته
است، هنوز بحث
خصوصيسازي
به سينما
نرسيده است.
براي همين
رقيبي با نود
سينما در
سراسر كشور
هست و هركس
بخواهد در هر
كجاي ايران
سينما بسازد
با آن رقيب
روبهروست
از «عدم
امنيت شغلي»
صحبت كرديد.
ممكن است مصداقهاي
آن را بگوييد؟
وزارت
نيرو، وزارت
دارايي،
سازمان آب،
شهرداريها
و... در ارتباط
با سينماها
قوانين خاص
خود را دارند،
و فكر نميكنند
كه سينما
مكاني فرهنگي
است و نبايد
از آن عوارض
گرفت
اما مجلس كه
تصويب كرده
بود سينماها
نبايد ماليات
بپردازند.
اين
مصوبه سال قبل
مجلس است، اما
وزارت دارايي
هنوز آييننامههاي
آن را ننوشته
است
وزارت نيرو
چطور؟
جالب
است بدانيد در
دورهاي
معاون
سينمايي وقت
با وزارت نيرو
وارد مذاكره
شد تا بهاي
برق سينماها
شامل تخفيف
شود. اين
اتفاق افتاد،
اما پس از
چندي وزارت
نيرو از طريق
ديگري بهاي
برق را افزايش
داد. همينطور
آب آتشنشاني
آب آتشنشاني
سواي آب
خوردني است؟
بله.
اين آب نوعي
ضمانت آتشسوزي
است، كه اگر
آتشسوزي
شروع شد از آن
استفاده كنند.
ما بايد ماه به
ماه براي آن
آبونمان
بدهيم. و روي
هر قبض از
پنجاه هزار
تومان به بالا
بايد براي آب
آتشنشاني
پول بدهيم. يا
همين آب
مصرفي. سينما
يك مكان
فرهنگي عمومي
است و ما نميتوانيم
كلي پول براي
مصرف آب
بدهيم. از
طرفي هم نميتوانيم
به مردم
بگوييم كه شير
آب را ببندند
اين
چيزهايي كه
شما به آن
اشاره ميكنيد
به شرايط حاضر
در مملكت باز
ميگردد. نه
«عدم امنيت
شغلي».
نه
شرايط نيست.
وقتي ميگويند
حرفهاي
فرهنگي است
بايد همه چيز
آن فرهنگي
باشد. نميشود
فقط هنگام
فروش و يا
تخريب سينما
را مكاني
فرهنگي به
حساب آوريم.
شما قوانين
مساجد، مدارس
و بيمارستانها
را ببينيد، آنها
تعريف عمومي
دارند. اين
اتفاق بايد
براي سينما هم
روي دهد. ما
وقتي ميخواهيم
براي سينما
وسايل وارد
كنيم با كلي
مشكل روبهروييم.
براي اينكه
بسيار گران
هستند، از
پرده نمايش
گرفته تا وسايل
نمايشي و
صوتي
جديدترين
سيستم صوتي كه
ما براي سينما
پايتخت قيمت
كرديم بالاي
چهل ميليون
تومان است.
حالا ما بايد
پول براي چيلر
و ژنراتور برق
هم بدهيم كه
هزينههايمان
بالاتر هم ميروند.
شما حتي براي
كارمندهاي
سينما هم بايد
آدم تحصيل
كرده بياوريد
كه حقوق بالا
ميخواهند و
نياز به آموزش
دارند
الان اگر
كسي بخواهد
سينما بسازد و
با تمام وزارتخانهها
و سازمانها
به توافق برسد
و ارشاد هم
براي خريد
وسايل صوتي و
تصويري به او
يارانه بدهد.
بازهم سينماسازي
صرفه اقتصادي
ندارد؟
گرفتن
اين مجوزها و
كنار آمدن با
دستگاهها
هركدام سه،
چهارماه و
شايد يك سال
به طول
بينجامد
اگر فرض
كنيم همه اينها
با هم انجام
شود، ديگر
مشكلي باقي
نميماند؟
نه.
مشكل همينهاست.
اين مشكلها
از بعد از
انقلاب براي
ما به وجود
آمده كه برخي
نهادها با
سينما مشكل
دارند. مثل
شهرداري،
وزارت نيرو،
وزارت دارايي
و... كاملاً
مشخص است كه
اين نهادها
علاقهاي به
سينما ندارند
اما همه اين
نهادها زير
نظر دولتاند.
بله.
حتي زماني كه
تصويب شد بانكها
به سينماها
وام دهند.
بانك پول به
ما نداد و از
مصوبه هيأت
دولت سرپيچي
كردند
بحث آموزشهاي
خاص براي
كاركنان
سينما بحث
مهمي است. اين
موضوع را چه
كسي دنبال ميكند؟
وزارت
ارشاد كلاسهايي
با عنوان
مديريت سينما
آماده كرده
بود، منتها
چون بودجه
تأمين نشد
كلاسها
ادامه پيدا
نكرد. ما نياز
به آموزشهاي
خاصي داريم،
از راهنماهاي
سالن گرفته تا
مديران سينما
كه بايستي از
مديريت بحران سررشته
داشته باشند.
چرا كه در هر
روز تعداد
زيادي اتفاق
غيرمنتظره
روي ميدهد
چطور شده كه
تعداد
سينماها پيش
از انقلاب بيشتر
از زمان حال
است؟
تعداد
ورود فيلم و
توليدات
داخلي آنقدر
بود كه هر
سينما به
اندازهاي كه
نياز داشت به
فيلم دسترسي
پيدا ميكرد.
اگر همه آن
شرايط كه ما
بحث آن را
كرديم امروز
مهيا شود
بازهم در
رسيدن به
شرايط عالي نياز
به فيلمهاي
بسياري داريم.
ما در طول سال
پنجاه تا شصت فيلم
توليد داخلي و
چند فيلم
انگشتشمار
خارجي داريم.
شايد بيست
درصد اين فيلمها
پر مخاطب
باشد. براي
همين فيلم كم
ميآيد، و اين
امر باعث ميشود
كه سينماها
تعطيل شوند.
ميتوانم
بگويم در اين
ميان اتحاديه
تهيهكنندگان
مقصر است. چون
اصرار دارند
كه فيلم خارجي
وارد ايران
نشود
فكر ميكنيد
بليتهاي نيمبها
تا چه حد در
بالا رفتن
فروش سينماها
مؤثر باشد؟
اين
كار در خارج
از كشور هم
روي ميدهد.
اما نياز دارد
كه فروش بليتها
مكانيزه شوند.
اين كار كمك
چشمگيري به
سينما نميكند،
اما هر حركتي
كه براي جلب
مخاطب انجام
شود حركت
مثبتي است
|