كنكاشي
در سينما سازي
اينجا
سالن سينماست
لطفاً بدون
اسلحه وارد
شويد
موضوع
سالنهاي
سينما و ساخت
فيلم و اين
مسأله كه
كيفيت كداميك
به پيشرفت
ديگري كمك ميكند
به داستان
پيدايش مرغ و
تخممرغ ميماند.
معلوم نيست
اول بايد به
ساخت سالن
پرداخت يا نه
بايد كيفيت
فيلمها را
بالا برد. سينماسازي
و تجهيز
سينماهاي
موجود يكي از
راههاي نجات
صنعت سينماي
كشور است.
دلپذير كردن سالنهاي
سينما روشي
است كه در
كشورهاي ديگر
با توسل به آن
سينما را در
برابر ويديو و
تلويزيونهاي
ماهوارهاي و
كابلي ايمن
كرده است
روزگاري
گذراندن بخشي
از يك روز
تعطيل در سينما
در ايران
مرسوم بوده
است. زماني كه
ايران با
جمعيتي به
مراتب كمتر
از امروز
داراي چهارصد
و سي سينما در
سطح كشور بوده
است، اما
امروز به زحمت
ميتوان
خانوادهها
را راضي كرد
تا پا به داخل
سالن سينما
بگذارند. براي
همين در ايران
سال 1382 تعداد
سينماها به سيصد
كاهش يافته
است. درحالي
كه جمعيت ما
بيشتر شده و
اخبار
سينمايي از
جوايز بينالمللي
گرفته تا
مسايل حاشيهاي
بسيار رشد
كردهاند. اما
مخاطب
تهيهكنندههاي
سينما براي يك
فيلم سيصد
هزار تومان
پول كپي ميپردازند
و صدها هزار
تومان نيز
براي تبليغات
در نشريات و
در سطح شهر خرج
ميكنند ولي
بازهم براي
بازگشت
سرمايه بايد
به انتظار
بنشينند
از
سوي ديگر
صاحبان سينما
با هزار و يك
خرج ديگر روبهرويند،
از پول آب و
برق گرفته تا
حقوق كاركنان
و عوارض
شهرداري و
وزارت ارشاد،
و تماشاگري كه
تماشاي
تلويزيون را
به پرده نقرهاي
سينما ترجيح
ميدهد
روزي
روزگاري
تماشاي فيلم
در سينما يك
اتفاق بود،
اما امروز
ديگر اينطور
نيست. اگر
كيفيت فيلمها
را در ريشهيابي
علت اين امر
ناديده
بگيريم به
مسأله سالنهاي
سينما ميرسيم
كه امروز با
فرم قديمي خود
ديگر پاسخگوي نيازهاي
مخاطبان
نيستند. مخاطباني
كه براي لذت
بردن از حس
تماشاي دستهجمعي
يك فيلم
خواهان محيطي
دلپذير چه به
لحاظ بصري و
چه به لحاظ
معنوي هستند
نوشيدن
فنجاني چاي،
خوردن يك غذاي
سبك، امكان
دسترسي به كتاب
و نشريات و در
دسترس داشتن
نوار و سيدي
از مسايل مطرح
سينماروها در
عصر كنوني است
و پيدا كردن
اينها در
سينماهاي
امروز ايران
كمتر امكانپذير
است. مهمتر
از همهي اينها
تماشاي كيفيت
مطلوب تصوير و
شنيدن صداي واضح
و صاف است، كه
اين اتفاق نيز
كمتر پيش
ميآيد
خريدن
دستگاههاي
آپارات جديد و
همچنين
سيستمهاي
صوتي جديد
نياز به هزينههاي
هنگفتي دارد
كه با درآمد
كنوني
سينماداري چندان
به صرفه نيست.
كمكهاي
دولتي از سوي
مؤسسه «سينما
شهر» نيز
درحال حاضر به
اندازهاي
نيست كه بتوان
به آن تكيه
كرد و البته
به همهي
سينماها نيز
يكسان داده
نميشود
حضور
بچهها در
سالنهايي كه
فيلمهاي
بزرگسالان در
آن به نمايش
در ميآيد نيز
مزيد بر علت
ميشود تا
شنيدن صداي
فيلمها و
تمركز بر
تصويرها سختتر
شود. شرايط
اقتصادي
نابسامان
سينماها به مديران
سينما اجازه
نميدهد تا
مخاطبي را به
خاطر همراه
داشتن فرزند خود
به سالن راه
ندهند، اما
خيلي
محترمانه بر
سردر سينماها نوشته
ميشود كه
كودكان را به
همراه
نياوريد. اما
مشكل تنها
كودكان
نيستند،
بزرگسالاني
نيز كه همراه
خود چيپس و
تخمه و پسته
به سالن ميبرند
در ايجاد حس
نامطلوب
سينما رفتن به
مردم كمك ميكنند،
بهطوري كه
مديران
سينماهاي يك
شهرستان مرزي
مجبور شدند تا
سالها بر سردر
خود بنويسند:
«آوردن آجيل و
اسلحه» ممنوع.
حالا چرا
«اسلحه» را
نبايد به سالن
سينما برد،
بماند
تمام
اين حوادث سبب
ميشود كه
سينما از محل
خوشايند فيلم
ديدن به محلي
ملالآور
تبديل شود.
مخاطب كم و كمتر
ميشود و
سرانجام صاحب
سينما تصميم
به جمع كردن «سينماتوقراف»
ميگيرد، اما
شهرداري كه تا
به حال به
صورت يك واحد
تجاري به
سينما مينگريسته
امروز آن را
يك مكان
فرهنگي ميداند
كه بايد همانطور
بماند. حال
اگر صاحب
سينما نتواند
با آن مكان
كاري بكند
مجبور ميشود
با ساخت سالنهاي
كوچك ضرر خود
را به حداقل
برساند. سالنهاي
كوچكتر
ساخته ميشوند،
اما باز آن
فضاي لازم
براي سينما
رفتن ايجاد
نميشود. چرا
كه بار ديگر
صاحبان
سينماها از
ساختن فضاي
دلنشين باز
ميمانند
سينماها
پشت سر هم
بسته ميشوند.
درحالي كه روز
به روز به
تعداد فيلمسازان
ايراني
افزوده ميشود.
در آخرين
اخبار
دريافتي از
معاونت
سينمايي
وزارت ارشاد
از اين پس
قرار است دو
گروه سينمايي
مشغول اكران فيلمهاي
خارجي شوند
يكي فيلمهاي
تجاري و ديگري
فيلمهاي
هنري. بسياري
از
سينماداران
بر اين باورند
كه با ورود
اين فيلمها
خون تازهاي
به رگهاي
سينماها
تزريق شود
|