|
خسارات
جانبي
اميررضا
نوريزاده
جنگ
در عراق تا چه
حد بر ميزان
فروش فيلمها
تأثيرگذار
بوده است؟ اين
پرسشي است كه
مسؤولان صنعت
سينما در
اروپا و
امريكا در پي
يافتن پاسخي
منطقي بر سر
آن هستند.
آخرين آمار در
امريكا نشان
ميدهد كه
فروش فيلمها
در امريكا
بيست درصد
كاهش داشته
است و در
انگلستان اين
ميزان به رقم
وحشتناك چهلوپنج
درصد ميرسد.
در همين حال
پخش تلويزيوني
مراسم اسكار
نيز كمترين
ميزان بيننده
در دهههاي
اخير را داشت
و چند فيلم
معدود در اين
سال ميلادي
موفق به جلب
توجه عموم شدهاند
و حتي چند
فيلم ازجمله
فيلم جديد مك
رايان به نام عليه
طنابها از
برنامهي
اكران حذف شدهاند،
چون توزيعكنندگان
آن بر اين
باور بودند در
فضاي فعلي شانس
اندكي بر سر
اين فيلم وجود
دارد
در
فرانسه و
آلمان ــ جديترين
مخالفان جنگ
عراق ــ نيز
وضعيت چندان
مطلوب نيست و
تعداد
تماشاگران
كاهش يافته،
اما نكتهي
جالب موفقيت
غيرقابل پيشبيني
فيلمهاي
محلي كم خرج
در رقابت با
فيلمهاي پر
خرج هاليوودي
در هفتههاي
اخير است. در
آلمان، كمدي
جديد خداحافظ
لنين به
كارگرداني ولفگانگ
بيكر در صدر
جدول فيلمهاي
پر فروش هفته
قرار دارد و
در فرانسه نيز
كمدي چوچو، گوي
رقابت را از
فيلمهاي
هاليوودي
ربوده است
در
تئوري
سينماروها
بايستي در
زمان بحرانهاي
بينالمللي و
داخلي روي خوش
به سينما نشان
دهند درست مثل
اتفاقي كه در
امريكا و
انگلستان در
طول جنگ جهاني
دوم افتاد. در
آن زمان هر
هفته، 8 ميليون
امريكايي و 31
ميليون انگليسي
به سالنهاي
سينما ميرفتند،
چون همه به
دنبال فرار از
واقعيت تلخ زندگي
در خارج از
سالنها
بودند. اما به
عقيدهي
رابرت ميچل
تحليلگر
فروش فيلمها
در نشريه اسكرين
اين موضوع
هنوز صادق است
و كمديها در
اين روزها
بسيار بهتر از
فيلمهاي
درام در گيشه
عمل ميكنند.
در ناباوري،
نخستين فيلمي
كه امسال در
ايالات متحد
از مرز يكصد
ميليون دلار
گذشت، كمدي Bringing down the house
با بازي استيو
مارتين و
كويين لطيفه
بود كه در مدت چهار
هفته به اين
ميزان فروش رسيد.
اين اتفاق درحالي
رخ داد كه در
فيلم اشكهاي
خورشيد (با
بازي بروس
ويليس و
مونيكا بلوچي)
و شكار شده (با
بازي بنيتسودل
تورو و تاكيلي
جونز) ميتوانستند
جاي اين فيلم
را بگيرند. دو
فيلم بعدي
شماره يك در
گيشه امريكا
دو كمدي جديد
به نامهاي رييس
دولت با
بازي كريس راك
و مديريت خشم با
بازي جك
نيكلسون و
آدام سندلر
بوده است. اما رييس
دولت در
هفته اول
نمايش فقط چهارده
ميليون دلار
فروش داشت،
درحالي كه در
زمان مشابه در
سال گذشته اتاق
وحشت ديويد فينچر
فروش سي
ميليون دلاري
داشت
ميچل
تأكيد دارد كه
اكنون براي
احتساب ميزان تأثير
جنگ عراق بر
گيشهها زود
است و حتي ميتوان
توجيهات زيادي
را براي اين
شكستها داشت.
اول اينكه
اكنون فصل
ميانه در
بازار
سينماست،
فصلي ميان فيلمهاي
كريسمس (هري
پاتر، جيمز
باند، ارباب
حلقهها) و
فيلمهاي پاپ
كورني پر خرج
تابستاني (نابودگر
3، ماتريكس 2 و هالك).
از سوي ديگر
بازاريابي بر
سر فيلمهاي
سينمايي در
زماني كه
اخبار جنگ در
مورد برنامههاست
كاري مشكل به
نظر ميرسد، و
حتي شايد فيلمهاي
خوبي در اين
زمان از سال
به اكران
درنيامدهاند
تا انتظار
داشت
تماشاگران به
سالنها هجوم
ببرند. بن
رابرتز، از
مديران پخش
فيلم در
انگلستان عدم
حضور
تماشاگران
انگليسي در سينماها
را ناشي از
جنگ عراق نميداند.
وي معتقد است:
يك بهانه ساده
براي اين مسأله
وجود دارد و
آن گرم شدن
بيش از حد
هواست مردم
زماني كه
خورشيد را در
آسمان
ببينند، كمتر
به سينما ميروند
و جنگ نميتواند
دليلي براي
ماندن مردم در
خانهها و
تماشاي
تلويزيون
باشد
اما
هاليوود نميتواند
چندان انعطافپذير
باشد و
استوديوها بيشك
اكنون نگران
هستند. در ماه
گذشته جك
والنتي رييس MPAA
(سخنگوي
استوديوهاي
هاليوود) در
مراسم
ساليانه
شووست اعلام
كرد: در سال 2002 هر
امريكايي بهطور
متوسط 7/5 مرتبه
به سينما رفته
است. داستانهايي
كه در فيلمها
روايت شد
توانست
مخاطبان از هر
فرهنگ و كشوري
را جذب كند و
فيلمهاي
امريكايي 64/9
ميليارد در
سطح جهان فروش
داشته است.
اين درحالي است
كه هنوز مسألهي
قاچاق فيلم و DVD
فيلمها يك
معضل حل نشده
است و هزينه
ساخت فيلمها
بهطور متوسط
(با در نظر
گرفتن هزينه
تبليغات) به هشتاد
ميليون دلار
رسيده است
او
در آن زمان به
تنها جنگي كه
اشاره كرد، جنگ
عليه
قاچاقچيان DVD
بود، اما حالا
اين آمار و
ارقام بيش از
هر زمان ديگري
آسيبپذير
جلوه ميكند.
با افزايش جو
ضد امريكايي
در دنيا،
هاليوود
قرباني اول
خواهد بود. در
اواخر دههي
1980، دانشجويان
كرهجنوبي به
دنبال بالا
گرفتن
مبارزات ضد
امريكايي،
مار به داخل
سالنهاي
سينمايي
نمايش دهندهي
فيلمهاي
امريكايي
انداختند و در
ماه گذشته نيز
اداره مميزي دولت
مالزي مانع
نمايش فيلم
ايراني زماني
براي مستي اسبها
(بهمن قبادي)
در مالزي شد،
چون آن را
ابزاري
تبليغاتي
براي امريكا
تلقي كرده بود
كه ميتوانست
آسيب جدي به
روابط عراق و
مالزي بزند. زماني
براي مستي اسبها
يك فيلم
هاليوودي
نيست و بهطور
قطع زنگ خطر
را براي فيلمهاي
امريكايي به
صدا درآورده
است. در دورهاي
كه كمپانيها
در كشورهايي
چون چين با
شتاب زياد
روند ساخت
سينماهاي
چندساله Multiplex را
ادامه ميدهند،
اين رخداد ميتواند
بساط اين پخشكنندگان
را برهم بزند
اما
استوديوهاي
هاليوودي كه
نمايندگان و
ابزارهاي خاص
و غيرسياسي
خود را در سطح
جهان در
اختيار دارند
اوضاع را به
شكلي آرام ميكنند
كه تماشاگران
بدون توجه به
سياست خارجي امريكا،
به تماشاي
فيلمها
بروند. در هند
فيلمهاي
امريكايي به
حداكثر
محبوبيت
رسيدهاند.
ويليام والريمپل
نويسنده و
فيلمنامهنويس
امريكايي ميگويد:
در هند امسال
براي اولين
بار فيلمهاي
مختلف
امريكايي
مخاطب خود را
دارند و اگر به
بمبئي برويد، صفهاي
طولاني را در
مقابل
سينماهاي
نمايشدهندهي
استين پاورز
خواهيد ديد.
مردم از جنگ
نفرت دارند و
احساسات ضد
امريكايي
شديدي دارند،
ولي اين مسأله
را به داخل
سينماها نميكشانند.
گرچه
ميچل معتقد
است كه اين
مسأله به زودي
روند عادي خود
را طي ميكند
و همه با
سينماها آشتي
ميكنند، اما
يادآور
ميشود كه
استوديوها از
هماكنون
نگران فروش
فيلمهاي
پرخرج
تابستاني خود
هستند
|